عسلعسل، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 6 روز سن داره

◕ ‿ ◕ ♥ فندق کوچــولوی خونمـــــون ♥ ◕ ‿ ◕

ما اومدیم مهمونی

1392/2/15 15:18
214 بازدید
اشتراک گذاری

سلام

خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ما اومدیم تبریز و حسابی خوشحالیم

عسل که از همه خوشحالتره

عسل حسابی شیطونی میکنه

می خوام برم برا عسل چند تا لاباس و کفش بخرم.

خلاصه تا آخر هفته اینجاییم و هر موقع وقت کردم میام و می نویسم.

الانم عسل داره بازی میکنه و اصلا خسته نمیشه.

دوستتون دارم و فعلا بایییی

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (14)

بابای ملیسا
15 اردیبهشت 92 15:40
با سلام ، وبلاگتون مثل همیشه زیبا و قشنگ و زیباست . وبلاگ ملیسا خانم با عکسهای سفرنامه اصفهانش منتظر نظرهای گرم و دوست داشتنی شما بزرگوار هستش...منتظرتون هستیم .


سلام مرسی که به ما سر زدید
حتما میام دیدنتون.
آبجی فاطمه
15 اردیبهشت 92 17:08
سلام عسل جون دوستت دارم


سلام عزیزم مرسی منم دوستت دارم
مهسا مامان آیهان
15 اردیبهشت 92 18:17
سلام رسیدن بخیر خریداتون پیش پیشی مباللللککککهههه


سلام مامانی فدات بشم مرسی گل من
مامان آرمينا
15 اردیبهشت 92 19:53
سلام مرسي كه به ما سرزديد حتما ميام به ديدنتون


مرسي گل من. قدمتون رو چشم
بابا مرتضی
15 اردیبهشت 92 22:52
الهی که من فدای دختر نازم و همسر مهربونم بشم امیدوارم زودتر دوریم تموم شه حاضرم برای دیدن روی ماهتون بمیرم فدای شیرین زبونیای دخترمو شیرینی خانومم بشم
دلتنگتونم
عاشق همیشگیتون
بابا مرتضی


فدات بشم من همه زندگي من دوستت دارم.
كلي سوپرايز شدم نظرتو ديدم.
زودي بيا پيشمون گل من.
بووووووووووووووووووووووووووس واسه همسري خودم
مامانِ عسل
15 اردیبهشت 92 23:16
سلام خانومی
ماشاالله به عسلت خیلی نازه
خوشحالم از اینکه افتخار دادی به وبلاگ عسلم محبت داشتی حتماً با افتخار لینک میکنم



فدات بشم گل من ممنون محبت كردي عزيز دلم
شيرين مامان شادلين
16 اردیبهشت 92 0:38
سلام اميدوارم بهتون خوش بگذره


سلام عزيزم مرسي فدات بشم
مامان مهرزاد جان
16 اردیبهشت 92 8:30
سلام خاله جون حسابی خوش بگذرون
ان شاله همیشه به شادی و مسافرت


مرسي عزيز دلم
مامان آیلا
16 اردیبهشت 92 9:28
خوش اومدین اگه قابل بدونین در خدمتیم . قدمتون روی چشم


حتما خيلي دوست دارم آيلا رو از نزديك ببينم و محكم بغلش كنمو ببوسمش
مامان سونیا
16 اردیبهشت 92 12:39
به سلامتی عزیزم سفر بی خطر خوش بگذره


سلام گل من مرسي ناز من
آتيلا جون و مامان شيما
17 اردیبهشت 92 12:41
ما اروميه ايم خانوم...
بخدا راهي نيست ها...
تشريف بيارين باهم باشيم...
از صميم قلب ميگم بخدا...
تبريز هم خوش بگذره.


دورت بگردم عزيز دلم.
آخه تنها اومديم وگرنه مطمين باش حتما ميومدم گلم.
فدات بشم آتيلا جون گلمو ببوووووووووووس حتما
ماماطهورا
18 اردیبهشت 92 11:18
سلام عزيزم خوبي ؟تبريز خوش بگذره عسلم و هم ببوس وبه مامانت ايناهم سلام برسون
قربون شيطونياي عسل بشم خاله تاميتوني شيطوني كنيا


فدات بشم گل من مرسیییییییییییییییییی
مامان کوچولو
20 اردیبهشت 92 18:58
ایشالا که خوش بگذره عسل جونی..بوس خاله..


سلام دورت بگردم ببخشید خیلی ناراحتم نمی تونم وبدون بیام بخدا اصلا نمیشه نمیدونم چرا¿¿¿
عاطفه مامان الای
25 اردیبهشت 92 8:05
وای الان پا شدم روی الی رو بکشم رفتم آشپز خونه دیدم شب یادمون رفته زیر اجاق رو ببندیم کلی گوشت گذاشته بودم سوخته . آخه آشپز که دو تا شد آش شور میشه یا بی نمک چون هم اون غذا درست میکنه هم من فکر کردم شب زیرشو خاموش کرده الان هم رفته نون بخره میاد میگه تقصیر توئه منم میگم تقصیر توئه ... نمیدونم چیکار کنم اون همه گوشت حروم شد


عزیز دلم فدات بشم اشکالی نداره گل من
سرت سلامت نازم